محمد مهدى ملايرى

13

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

از جمله مرزبانان ايرانى كه در رويدادهاى تاريخى سرزمين عربستان يا در روايات ادبى عربى نامشان برده شده يكى مرزبانى است كه در مآخذ عربى با عنوان مرزبان الزاره ياد شده و در رويدادهاى مربوط به حملهء اعراب مسلمان به بحرين نامش آمده « 1 » و ديگر كسى است به نام سيبخت كه به گفتهء بلاذرى مقّر فرماندهى او در هجر مركز بحرين بوده و اين همان كسى است كه پيغمبر ( ص ) در سال هشتم هجرى علاء بن عبد الله حضزمى را براى دعوت او و منذرين ساوى يكى از اعراب آنجا كه او هم از سوى دولت ايران به سرپرستى باديه‌نشينان آنجا منصوب شده بود فرستاد . و به گفتهء بلاذرى آن دو و همهء اعراب و بخشى از ايرانيان آنجا به اسلام گرويدند . « 2 » و ديگر كسى است كه عنوان او را مرزبان الباديه و قلمرو او را از عذيب حد شرقى شبه جزيره عربستان تا تمام نجد و حجاز و از آن جمله يثرب و تهامه نوشته‌اند و به گفتهء ابن خرداد به عاملى كه پيش از اسلام بر امور يثرب و تهامه

--> - پسرش هرمز بر بخشى از سرزمين عرب ولايت داشت . 8 - دادفروز پسر گشنسبان ( جشنفشان ) كه اعراب او را المكعبر خوانده‌اند او صاحب دژ يا قصر المشقّر بود و ولايت بحرين و عمان تا يمامه و پيرامون آن را تا « غربين » داشت و زندگى او ادامه يافت تا به عبد إله بن عامر بن كريز ( عامل عثمان بر بصره ) پيوست . حمزه نام هشت تن مرزبانان ايران يمن را هم بدين‌گونه آورده كه غالبا از تحريف مصون نمانده‌اند : 1 - وهرز - خرزاد پسر نرسى . 2 - وليسجان . 3 - خرزادان شهر . 4 - نوشجان . 5 - مروزان . 6 - خرخسرو . 7 - باذان . 8 - دادويه فيروز ديلمى ( سنى ملوك الارض و الانبياء ، ص 115 - 116 ) . ( 1 ) . جواد على ، تاريخ العرب قبل از اسلام ، ج 3 ، ص 298 . ( 2 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 95 .